آن روز كه نفت فوران كرد...
سحرگاه پنجم خرداد سال 1287 خورشيدي، مته حفاري در چاه شماره يك مسجد سليمان، به نفت رسيد. اين واقعه به عنوان نخستين فوران نفت در ايران و خاورميانه كه جنبه اقتصادي داشت و استحصال نفت را به صورت تجاري ممكن مي ساخت، در تاريخ ثبت شد.
به همين بهانه مطلب زير با اقتباس از "گزارش هفتگي حفاري چاه شماره يك در نفتون مسجد سليمان در هفته منجر به اكتشاف نفت /به تاريخ/ مي 1908" نگاشته شده است. اصل اين سند در مخازن مركز اسناد صنعت نفت نگهداري مي شود. با هم مي خوانيم:
در سال 1280 خورشيدي (1901 میلادی) و با وساطت «آنتوان کتابچی خان» تبعه گرجیالاصل ایرانی، قراردادی بین دربار ایران و شخصی به نام ویلیام ناکس دارسی در تهران امضاء شد. به موجب این قرارداد که به امضاي مظفرالدین شاه نيز رسيد، اکتشاف و بهرهبرداری از نفت ایران به استثنای پنج استان شمالی، به مدت 60 سال به دارسی واگذار شد. دارسي بلافاصله با مشارکت شرکت انگلیسی نفت برمه، شرکتی را با نام شرکت نفت انگلیس و ایران تاسیس کرد. به موجب این قرارداد، شاه بیست هزار پوند نقد و بیست هزار پوند دیگر به صورت سهم دریافت میکرد، همچنین 16 درصد از سود خالص سالانه به او تعلق میگرفت، هر چند این شرط اخیر بعدها موجب اختلاف و منازعه شد.
پس از تاسیس شرکت و استقرار امکانات فنی در ایران، مهندسان شرکت در بخشهای غربی و جنوب غربی ایران شروع به اکتشاف و حفاری کردند. ابتدا در سال 1902 چاه شماره یک را در منطقه چیاسرخ حفر کردند که نتایج حاصل از آن ناامید کننده بود. سال بعد چاه شماره دو حفر شد که به شناسایی يك میدان نفتی منجر گردید، اما گویا مقدار آن، اقتصادی نبود. دارسی در 1903 با نگرانی نوشت: «هر کیسه ظرفیتی دارد و من دارم ته کیسه خود را میبینم».
در سال 1905، تقریبا چهار سال پس از کسب امتیاز از شاه در تهران، وصلت بین نفت برمه و دارسی در لندن انجام پذیرفت. توافق آنان «سندیکای امتیاز» را به وجود آورد. عملیات دارسی تابع شرکت نفت برمه شد و خود دارسی مدیر شرکت جدید.
س از تاسیس سندیکای امتیاز، کاوش و اکتشاف نفت به جنوب باختری ایران منتقل شد. با نظارت جرج رینولدز، چاههای منطقه چیاسرخ بسته شد و کارگاه تعطیل گردید و اکتشاف ابتدا متوجه منطقه ماماتین در نزدیکی رامهرمز و سپس به میدان نفتون در مسجدسلیمان منتقل شد.
کار حفاری و عملیات در مسجدسلیمان بسیار سخت و طاقتفرسا بود. رینولدز در توصیف آب و خوراک آنجا گفته بود: «مدفوع گاو و گوسفند روی آب شناور است، هضم موادی که برای تهیه خوراک در اینجا وجود دارد، آنقدر سخت است که برای حفظ سلامتی و بهداشت لازم است که شخص دندانهای طبیعی بسیار محکم یا دندانهای مصنوعی داشته باشد».
منطقه حفاری جدید، چراگاه زمستانی ایل بختیاری بود. در 1905 رینولدز با عدهای از بختیاریها قرار گذاشت که در برابر دریافت مبلغی هنگفت و سهمی از منافع، حفاظت عملیات امتیاز را عهدهدار شوند.
مسجدسلیمان، منطقه حفاری، آخرین تیر ترکش تیم رینولدز بود. رینولدز دچار بزرگترین دشواری تدارکاتی بود. نخست، مشکل نبودن جاده بود. بايد با قبول انواع خطرها، از جمله بارانهای سیلآسا، که نتیجه کوششهای شش ماهه را شست و برد، بیابانها را پیيمايد. سرانجام جاده کشیده شد و تجهیزات به محل حمل گردید و در ژانویه 1908 حفاری در این «آخرین» منطقه آغاز شد.
اما زمان برای سندیکای امتیاز به سرعت سپری میشد. شرکت نفت برمه از کندی پیشرفت کار و هزینه زیاد ناخرسند بود. به نظر معاون شرکت، ممکن بود همه کوششها به هدر برود. تمام این عوامل موجب اختلاف بین دارسی و شرکت نفت برمه شده بود. در آوریل 1908، هیئت مدیره شرکت نفت برمه به دارسی اطلاع داد که پول تمام شده است و اگر خود او نیمی از وجه مورد لزوم را نپردازد، کار متوقف خواهد شد.
برمه وقتی پاسخی از دارسی دریافت نداشت، در 14 مه 1908 به رینولدز اخطار کرد که وقت اجرای طرح پایان یافته یا نزدیک به اتمام است و او باید آماده برگشتن باشد. همچنین به وی دستور داده شد که دو چاه مسجدسلیمان را از 1600 پا بیشتر حفاری نکند: «اگر در آن عمق نفت پیدا نشد، از عملیات دست بکشید. کار را تعطیل و تجهیزات را هرچه میتوانید به محمره حمل کنید تا از آنجا به برمه برده شود». اما نامه به علت اوضاع آشفته پست، تا چند هفته به رینولدز نرسید.
رینولدز که مردی سرسخت بود، انتظار چنین تاخیری را داشت، زیرا در مدتی که نامه در راه بود، کوشش در حفاری رو به افزایش نهاد و هیجانی ایجاد شد. از یکی از چاهها بوی گاز طبیعی برمیخاست. در این ضمن سر مته باز و در حفره چاه گم شد. در گرمایی که در سایه به 110 درجه فارنهایت میرسید، چندین روز به جستجوی سر مته پرداختند.
حفاری به سنگ خارا رسیده بود و با وجود درخشش شدید آفتاب، بخار گازی که از چاه برمیخاست دیده میشد. بامداد 26 مه 1908 / 5 خرداد 1287 کمی بعد از ساعت 4 صبح آرنولد ویلسون افسر سواره نظام با فریادی از خواب پرید و به محل حفاری شتافت. فورانی از نفت که شاید تا پنجاه پا بالاتر از دکل حفاری میرسید، حفارها را از نظر پنهان کرده و امکان داشت گاز همراه با آن کارگران را خفه کند.
سرانجام اکتشافات به نتیجه رسیده بود و تنها دو روز مانده به تاریخ امضای قرارداد امتیاز به دست شاه در هفت سال پیشتر، نفت به دست آمده بود. در آخرین برگ از گزارشات حفاری چاه شماره یک که از دوم تا بیست و ششم مه 1908 را در برمیگیرد آمده است: «فوران شدید نفت به ارتفاع 1179 پا»
اسناد گزارشات حفاری چاه شماره یک در مخازن مرکز اسناد صنعت نفت نگهداری میشود.
مهمترین کاربرد برجهاي تقطیر، در تصفیه نفت خام است. محصولات حاصل از نفت خام، نظیر بنزین،نفت سفید، گازوئیل، سوختها و روغنهاي روان کننده هر یک مخلوطی از صدها هیدروکربن میباشند. تعداد این سازندگان هیدروکربنی به اندازه اي زیاد است که تـشخیص نـوع و شماره آنها به آسانی امکان پذیر نیست.خوشبختانه بدست آوردن مواد خاصی از این ترکیبات مورد نظر نمیباشد بلکه خـواص کلی آنها مطرح است. بنابراین ویژگیهاي محصولات را میتوان به صورت محدوده جوش، چگالی، ویسکوزیته و غیره در نظر گرفت.
برجهاي تقطیر در جداسازي ترکیباتی بکار میروند که خواص آنها به نحوي است که به وسیله روشهاي فیزیکی ساده نمیتوان آنها را از هم جدا کرد. این روش جداسازي را بر اساس توزیع مواد بین فازهاي مایع و گاز انجام میدهد و لذا در مواردي به کار میرود که کلیه سازندگان در هر دو فاز موجود باشند. شرط لازم براي اینکه بتوان از تقطیر براي جداسازي دو جزء استفاده کرد این است که نقطه جوش دو ترکیب به اندازه کافی از هم فاصله داشته باشد.
یکی از اشکالات موجود در برجها پدیده ماندگی (Entrainment) میباشد که همان کشیدگی قطرات مایع توسط جریان گاز میباشد. سرعت زیاد گاز سبب میشود قطرات ریزي از مایع در گاز به طرف سینی بالا حرکت کند که باعث کاهش بازده میشود. با افزایش (Entrainment) ارتفاع مایع زیاد شده و افت فـشار گاز زیاد میشود در نهایت منجر به طغیان (Flooding) میشود، که باعث انـسداد برج میشود و جریان گاز از وضعیت عادي خارج شده ، مایع نیز ممکن است از لوله خروجی بالاي برج خارج گردد. در صورتی کـه شدت گاز خیلی باشد قسمت اعظم مایع ممکن است از منافذ صفحه به پایین چکه کند (Weeping) و لذا جریان مایع در سراسر سینی وجود نخواهد داشت. اگر جریان گاز فوقالعاده کم باشد تمامی مایع از منافذ به پایین ریخته و اصولاً مایعی به محل ریزش مایع نخواهد رسید (Dumping).
مسئله مکانیکی عمدهاي که در سینیهاي دریچهاي مشاهده میشود، سایش و خوردگی پایههـا و سوراخها است. حرکت قائم دریچه و حرکت دورانی دریچههـاي دوار در سوراخها موجب خـستگی و سایش پایههـا میشود. کنده شدن دریچهها به همین دلیل امري رایج است و مشاهده دریچههاي کنده شده در بخش مکش پمپ یا کندانسور و یا حین تعمیرات جاي تعجبی ندارد. مشکل مکانیکی رایج دیگر مسئله چسبندگی دریچه به سینی است که به دلیل تشکیل رسوبات و یا محصولات خورندگی بر روي دریچه وقتی به حالت تقریباً بسته باشد رخ میدهد. طبعاً این چسبندگی سطح معبر بخار را کاهش میدهد و باعث افزایش افت فشار میگردد. چاره کار راهبري برج با دبی بخار زیاد است.
سرعت زیاد بخار موجب راندن رسوبات از لبه دری ها میشود. براي جلوگیري از چسبندگی، زائدههاي کوچکی در زیر دریچهها پیشبینی شده که از بسته شدن کامل دریچه جلوگیري میکند. معایبی که براي سینیهاي نوع فنجانی (Cap Tray) ذکر شده عبارتند از:
۱-عبور پر پیچ و خم گاز توام با افت فشار زیادي است.
۲-راندمان این سینی کمتر از سینیهاي غربالی و دریچهاي است.
۳-داراي قیمتهاي بالاتري از نوع غربالی و دریچهاي هستند.
در برج هاي پرکن (Packed) پدیده ناخواسته و رایجی که ممکن است پیش آید عبارت است از جاري شدن مایع بر روي جداره برج در عوض جاري شدن بر بستر پرکنها. این مـشکل باعث مـیشود کـه پـرکنهـا خشک شده و بازدهی برج به مقدار قابل ملاحظهاي پایین آید. توزیع نامناسب مایع نیز از عوامل کاهش بازده در این ستون ها به شمار می آید.
تهیه کننده: محمد بهزادی
طبقه بندي تخلخل در سنگهاي کربناته از نظر چاکت وپري
رکن اصلي اين طبقه بندي توصيف يک حفره يا سيستمي معين از حفرات به عنوان يکي از انواع اساسي تخلخل است . به عبارت ديگر هريک از انواع تخلخل از لحاظ فيزيکي يا ژنتيکي نوع مشخصي از حفره دياسيستم حفرات است که با صفاتي از قبيل اندازه و چگونگي پيدايش حفره و موقعيت و همجواري آن نسبت به ساير اجزاء خاص و يا نسبت به ساخت ءمومي سنگ تعيين مي شود. بنابراين تقسيم بندي زايشي تخلخل دو موضوع را روشن
ميکند:
١- اوليه يا ثانويه بودن خلل و فرخ
٢- درکنترل بودن يا نبودن خلل و فرج به وسيله بافت (فابريک )
بر اساس فاکتورهاي فوق به ٨ نوع تخلخل اشاره ميگردد:
A - انواع تخلخل وابسته به بافت سنگ
الف ) تخلخل اوليه
ا- تخلخل بين دانه اي اوليه :حفرات اوليه فضاي بين دانه اي را تشکيل مي دهندکه در بخشهايي مي تواند اين فضاها به وسيله drussy coating و سيمان کاهش يابند. در اغلب حالات در مخازن از نوع سنگ آهک گرينستون، تخلخل چشم پرندهاي را شامل ميشود.
٢- تخلخل دانه اي اوليه :حفرات اوليه به طور مشخص فضاماي داخل دانه اي را تشکيل مي دهند اين نوع يکي از مهمترين انواع تخلخل در مخازن از جنس سنگ آهک بانداستون مي باشد.
ب) تخلخل ثانويه
١- تخلخل بين دانهاي ثانويه : اين نوع در اثر انحلال ماتريکس (گل ) بين دانه ها حاصل شده و به سختي مي توان آن را ازتخلخل بين دانه اي اوليه تشخيص داد. اين تخلخل معمولي ترين نوع در طبيعت محسوب مي شود.
٢- تخلخل دانهاي ثانويه : اين نوع در اثر انحلال بخشي يا تمام دانه ها به وجود مي آيدکه در طي اين ءمل شکل اوليه و اصلي دانه هنوز قابل تشخيص مي باشد.
B - انواع تخلخل غير وابسته به بافت سنگ
الف - تخلخل ثانويه گل سفيدي
در اين نوع، حفرات خيلي ريز درون دانه اي يا درون کريستالي به وسيله ءمل انحلال يا تبلور مجدد يا شستشوي مواد معموًلا در ابعاد گل ( معموًلا خلل و فرج کوچکتر از ٥٣/٥ ميليمتر، مي توانند در اثرانحلال توسعه يابند) ايجاد شوند.
ب- تخلخل بين بلوري
در اين نوع، خلل و فرج کوچکي در بين کريستالهاي منفرد وجود دارد و ءمومًا بيشتر در دولوميتهاي کريستاليزه ديده مي شود.
خ- تخلخل درون بلوري
فضاهاي موجود در ماتريکس متبلور(شامل ماتريکس در اندازه کل ) به وسيله انحلال انتخابي کريستال ايجاد ميشوند (انيدرلت، کلسيت يا بلورهاي دولوميت ). در اين نوع، شکل اوليه و اصلي بلور هنوز قابل تشخيص است و تخلخل نوع (قالبي بلور) را شامل مي شود.
د- تخلخل نوع شکستگي
در اين نوع خلل و فرج به وسيله شکستگي هاي تکتونيکي، درزها، شکستگي هاي دياژنتيکي يا سطح لايهبندي ايجاد مي شوند و شامل برش و تخلخل کانالي بوده که در آنها انحلال ايجاد توسعه است . اين نوع تخلخل براي مخازن بسيار مهم مي باشد و از نفوذپذيري بالايي برخوردار است .
طبقه بندي تخلخل در سنگهاي کربناته (آرچي )
اين طبقه بندي آرچي بر خواصي از ساخت خلل و فرج تأکيد داردکه درکنترل جريان سيال و چگونگي پخش آن در سنگ شرکت دارند، ليکن به نحوه پيدايش سنگها و يا مراحل سنگ شدن آنها نمي پردازد. طبقه بندي آرچي از ٢ جزء ترکيب يافته است : يک جزء آن به بافت زمينه (ماتريکس ) و جزء دوم آن به خصوصيات و فراواني تخلخل قابل رويت مربوط مي باشد. در طبقه بندي آرچي، بهترين محل (محدوده ) براي توليد نفت و مشبک کردن لوله هاي جداري نقاطي است کهشرايط III-D/C را داشته باشند.
در چاه SWA-285 تزريق جريان متقاطعي از گاز از مخازن گاز AW/AX در عمق پايين تر به كلاهك هاي گازي مخازن نفتي AV كه در روي مخازن گازي قرار دارند انجام شد كه نتيجه اين عمليات حفظ فشار بدون نياز به تاسيسات سرچاهي بود. از طريق شيرهاي كنترل شونده از سطح و گيج هاي دائمي درون چاهي پايش و كنترل تزريق گاز انجام شد. بعد از ۱۷ ماه تزريق گاز، افزايش فشار مخزن در تعدادي از چاه هاي مشاهده اي ركورد شد.
توليد مخازن نفت AV در بلوك ۱۱ در ميدان SW Ampa از سال ۱۹۷۲ شروع شد. اين مخزن از لايه هاي شني و شيلي در عمق mss) 2000-1800) تشكيل شده كه تراوايي آن در بازه ۲۰۰ تا ۶۰۰ ميلي دارسي و تخلخل ۲۵-۲۰ درصد است. درجه APIنفت آن ۴۰ و گرانروي ۰,۳۵ cp مي باشد و نفت در جا قابل انتظار ۲۲۸ ميليون بشكه و تا سال ۲۰۰۱، ۳۸ درصد آن توليد شده بود. مكانيزم توليد مخازن AV، رانش گاز است كه از طريق كلاهك گازي بزرگ تامين مي شود. ضريب برداشت ديگر مخازن SW Ampaبالاي ۵۰درصد و تامين فشار آنها از طريق آبده قوي منطقه اي مي باشد اما بلوك ۱۱با اين آبده ارتباط ندارد.
فشار AVاز ۲۷۶۰psi ابتدايي به حدود ۱۰۲۰ psi در سال ۱۹۹۹ رسيد. به همين دليل چندين چاه در اين بلوك با كاهش نرخ توليد و مشكل فرازآوري مواجه شدند. در طرح توسعه ميدان جهت حفظ فشار و ضريب برداشت ،AVتزريق سنتي گاز و آب لحاظ شد اما به دليل هزينه هاي بالا مورد قبول واقع نشد. به دليل قرارگيري مخازن AV روي مخازن گازي AW/AX كه داراي فشار حدود ۱۸۱۰ psi و حجم گاز در جاي باقيمانده ۰٫۶ Tcf بودند پيشنهاد تزريق دروني چاه براي ارتقاي مكانيزم رانش شد. به همين دليل چاهي در قله AV و AW/AX حفر شد تا جريان متقاطعي از گاز AW/AX به درون كلاهك هاي گازي مخازن AVتزريق شود. از تعداد ۶ چاه توليدي و اضافه كردن يك چاه ديگر براي تزريق دروني ضريب برداشت بلوك ۱۱ به ۵۴ درصد رسید.

با بررسي موردهاي جهاني فوق الذكر نكات آموزنده زير مورد توجه قرار مي گيرد:
– مي توان از مخازني كه داراي كلاهك گازي هستند با انجام مطالعات لازم كه قبلا ذكر شد براي ديگر مخازني كه در بالا يا پايين آنها قرار دارند استفاده كرد.
– انجام مطالعات به صورت تيمي باعث خلق نوآوري ها و استفاده بهينه از پتانسيل هاي منابع مي باشد.
-كسب تجربه از عمليات هاي مختلف مي تواند براي بهينه سازي عمليات هاي مشابه و كاهش هزينه هاي عملياتي موثر باشد.
– انجام مدلسازي براي بدست آوردن اندازه بهينه شيركنترلي تزريق گاز بسيار اهميت دارد
– به نظر مي رسد ايران نيز مخازني داشته باشد كه مشابه موارد فوق باشد و پتانسيل به كارگيري اين روشها وجود داشته باشد.
– به كارگيري تجربه افراد مجرب در انجام كارها بسيار مناسب است اما نبايد طوري باشد كه كارشناسان را از خلق نوآوري ها بازدارد.
اين مقاله به معرفي تكنولوژي و روشي نو در صنعت نفت براي بهبود توليد نفت با صرف هزينه هاي كمتر پرداخت كه باعث ايجاد انگيزه براي بررسي پتانسيل هاي موجود در مخازن ايران مي شود. با پياده سازي تكنولوژي هوشمند در عمليات فرازآوري، رانش و تزريق دروني گاز فوايد ذيل نسبت به نوع سنتي آن قابل ملاحظه است:
گسکت(Gasket) در لغت نامه فارسی به معنای درز بند، واشر مقوایی یا چرمی و لائی می باشد. در فرهنگ اصطلاحات فنی بدین گونه تعریف شده است:
گسکت یک درزگیر(درز بند) مکانیکی می باشد که به گونه ای طراحی شده تا در فضای خالی بین دو شیئ(اتصالات فلنجی) که تحت فشار هوا یا آب هستند قرار گرفته تا از نشتی جلوگیری بعمل آید و به اصطلاح آب بندی گردد.
گسکتها بطور معمول از برش موادی که بصورت ورقه ای(sheet) می باشند، تولید میشود همچون گسکتهای مقوایی،لاستیکی،سیلیکونی،فلزی،نمدی، فایبرگلاس و یا پلیمرهای پلاستیکی. گسکتها در موارد خاص شامل مواد آزبستی(asbestos) نیز میباشند.
۱-گسکت نوع اسپیرال وُند(Spiral wound gasket) :
این نوع گسکتیکی از رایج ترین انواع گسکتها بوده و قابلیت تحمل فشارهای بالایی را دارد که به همین دلیل از آن در سرویس های دائمی استفاده میشود.
۲- گسکت نوع اتصال رینگی(Ring joint gasket) :
این نوع گسکتها بر اساس استـــــاندارد های ANSI B16.20,API 6A ساخته میشوند و جهت اتصالات فلنجهای نوع (Ring Type Joint:RTJ) منطبق با استــانداردهای API Spec 6A,ANSI B16.5,MSS SP44 استفاده میشود. جنس آنها با توجه به فرآیند کاری معمولا از استنلس استیل ۳۰۴ یا ۳۱۶ ویا آهن نرم (Soft Iron) میباشد.
قابلیت تحمل فشار و دمای بالایی را دارند و در محیط هایی که عامل خورندگی وجود دارد استفاده میگردد.
۳- گسکت نوع جکت دار(Jacketed gasket) :
این نوع گسکتها انواع مختلفی دارند که معمولا در مبدلهای حرارتی برای جدا سازی جریان(مبدلهای پارتیشن دار) استفاده می گردند.
منبع: اویل داک
کتاب مسائل حل شده در زمین آمار منبعی بسیار مفید برای دانشجویان می باشد، این کتاب که به همت مهندس محمد حسین گندم گون و مهندس مهدی گندم گون نگاشته شده سعی بر انتقال مفاهیم به شیوه ای گیرا داشته است همچنین متخصصان مرتبط با موضوع با تمرین مدل سازی زمینآماری مواجه می شوند، به چندین منبع کلیدی نیاز دارد. این کتاب یکی از این منابع به شمار می رود. اکثر افراد از مشاهده چگونگی حل مسائل، استفاده میکنند. مطالعه و تحلیل مسایل، مرور کلی نظریه را فراهم می سازد. بررسی روش حل، مرور کلی از ابزارهای ریاضی و عددی مورد استفاده در رشته را ارائه میدهد. هدف ما، ارائه مجموعهای از مسایل، برخی نظری، برخی عملی است که حوزههای موضوعی اصلی زمینآمار را مشخص میسازند. این مسائل به منابع خاص کتب درسی و مقالات تخصصی اشاره دارد که در مجموع، توصیف کاملتری از رشته را ارائه مینمایند. اکثر این مسائل در برخی از دوره های کارشناسی، دوره های کارشناسی ارشد یا دوره های کوتاه صنعت مورد استفاده قرار میگیرند. نویسندگان در دانشگاه آلبرتا و دانشگاه استنفورد حضور داشته و در آن تدریس می کنند. این مسایل بر تکالیف ارائه شده در این دو دانشگاه که برای نویسندگان مهم هستند، متکی است. این مسائل به منظور تمرکز بر اصول کلیدی و هدفگیری مخاطبانی که به طور تکنولوژیکی تکامل یافتهاند، اصلاح شده اند.
سلام فرانفتی های عزیزدانشگاه میزوری به انگلیسی: University of Missouri یکی از دانشگاههای ایالات متحده آمریکا بوده و در ایالت میزوری واقع است. این دانشگاه بزرگترین و معتبرترین دانشگاه دولتی و دانشگاه مادر سامانه دانشگاه میزوری در ایالت متحده امریکا است در ادامه با این دانشگاه در رشته مهندسی نفت آشنا میشیم، فرانفت را به دوستاتونم معرفی کنید! کانال تلگرام و اینستاگرام فرانفت سر بزنید
www.fara_naft.ir
اینستاگرام:@fara.naft
آشنایی با رشته مهندسی نفت در دانشگاه میزوری (گروه آموزشی فرانفت)
سلام فرانفتی های عزیز! راستی شما کدوم گرایش هستید! در این ویدیو با بخش های بالا دستی نفت آشنا میشیم را ستی انواع گرایش ها در مهندسی نفت آشنا میشیم، راستی فرانفت را به سایر دوستاتونم معرفی کنید! کانال تلگرام و اینستاگرام فرانفت سر بزنید
www.fara_naft.ir
اینستاگرام:@fara.naft
دانشگاه فنی دانمارک به دانمارکی: Danmarks Tekniske Universitet به انگلیسیTechnical University of Denmark یا به طور مخفف DTU دانشگاهی در شمال شهر کپنهاگ در کشور دانمارک است. این دانشگاه در سال ۱۸۲۹ میلادی با پیشقدمی هانس کریستین اورستد، به عنوان اولین دانشگاه پلیتکنیک در دانمارک تأسیس شد.در ادامه به معرفی رشته نفت در این دانشگاه میپردازیم راستی فرانفتی های عزیز این آموزش رو با دوستاتونم شریک باشید!کانال تلگرام و اینستاگرام فرانفت سر بزنید
www.fara_naft.ir
اینستاگرام:@fara.naft
سلام فرانفتی ها! این دانشگاه، ابتدا به نام مدرسه پزشکی لیدز شناخته میشد که بعداً با پیوستن کالج یورکشایر به آن، در سال ۱۸۸۷ به عنوان یک دانشگاه واحد به دانشگاه ویکتوریا پیوست. دانشگاه ویکتوریا از ادغام این دانشگاه با کالج اوِنز (Owens College که نهایتاً به دانشگاه منچستر تغییر نام داد) و کالج دانشگاهی لیورپول (که به دانشگاه لیورپول تغییر نام داد) تشکیل شد. کانال تلگرام و اینستاگرام فرانفت سر بزنید
اینستاگرام:@fara.naft
سلام فرانفتی ها، چه خبرا، اوضاع خوبه خوب یک مصاحبه بسیار عالی و خفن از برو بچ امپریال کالج لندن توصیه می کنیم حتما این ویدیو را ببینید اول قصد دوبله داشتیم بعد با خودمون گفتیم هیچی برای یه دانشجوی نفتی از زبان واجب تر نیست! پس گفتیم با زبان اصلی ببنید با یک تیر دو نشوم میشه هم زبانتون قوی میشه و هم خوب دیدتون باز تر میشه راستی فرانفت به دوستاتونم معرفی کنید! کانال تلگرام و اینستاگرام فرانفت سر بزنید www.fara_naft.ir اینستاگرام:@fara.naft
مساله اینست: مهندسی نفت و زمین شناسی نفت!؟(دانشگاه امپریال کالج لندن)
هیلکورپ یک شرکت مهندسی و صنعتی در حوزهی نفتی است که ۱۴۰۰ کارمند رسمی دارد. این را هم در نظر داشته باشید که سال گذشته میانگین پاداش در وال استریت ۱۷۲۸۶۰ دلار بود.
گسترش این اخبار میتواند باعث شود تا مدیران سایر شرکتها هم برای رقابت و حفظ کارمندانشان خود، مقدار پاداش سال نو و تسهیلات آنها را افزایش بدهند.
البته آنقدرها هم دور از انتظار هم نبود؛ این پاداش برای پنج سال کار رضایتبخش و موفق کارمندان شرکت به آنها داده شد.
گسترش این اخبار میتواند باعث شود تا مدیران سایر شرکتها هم برای رقابت و حفظ کارمندانشان خود، مقدار پاداش سال نو و تسهیلات آنها را افزایش بدهند.
این اولین بار نیست که هیلکورپ حسابی هوای کارمنداناش را دارد؛ در سال ۲۰۱۰ این شرکت برای تقدیر از پنج سال کار خوب، به کارمنداناش پیشنهاد داد تا بین یک اتومبیل به ارزش ۵۰ هزار دلار و ۳۵ هزار دلار پول نقد، یکی را انتخاب کنند.
هر سال ۸۸ ساعت آموزش و کمک هزینهی تحصیلی هم به طور مستمر در برنامهی شرکت قرار دارد. اصلا به دلیل همین رویکردهای تشویقآمیز است که هیلکورپ برای سه سال متوالی در لیست «۱۰۰ محل کار برتر» در مجلهی «فورچون» (Fortune) جای گرفت.

هیلدهبرند ۵۶ ساله، یکی از موسسان شرکت هیلکورپ هم هست. شرکت ۲۶ سال پیش تاسیس شده و یکی از بزرگترین شرکتهای نفتی خصوصی در ایالات متحد آمریکا است. در ضمن هیلدهبرند در لیست ثروتمندان آمریکا در رتبهی ۷۳ جای دارد و مجلهی «نیویورک تایمز» (New York Times) او را یکی از خانوادههای ثروتمند تاثیرگذار در تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۶ عنوان کرده است. دارایی خالص او ۵٫۹ میلیارد دلار برآورد شده است.